الشيخ محمد علي الگرامي القمي

34

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)

بنابراين ، مىتوانيم بگوييم : حركت قطعيه و حركت توسطيه هر دو وجود دارند با اين فرق كه حركت قطعيه خودش موجود است ولى حركت توسطيه منتزع عنه‌اش موجود است و انتزاعات هم با وجود منشأ انتزاعشان وجود دارند ؛ مانند فوقيت و ساير اضافات كه وجودى تبعى دارند . مقولات بدون حركت پيش از اين گفتيم كه قدما به حركت در چهار مقوله « كم » ، « كيف » ، « وضع » و « اين » معتقد بودند ، اما حركت در جوهر را انكار كرده ، آن را محال مىدانستند . ولى مرحوم صدرالمتألهين حركت در جوهر را اثبات كرده است ؛ و مثل ديگران حركت در برخى مقولات ديگر غير از آن پنج مقوله را محال دانسته مىگويد : در « فعل » ، « انفعال » ، « متى » و « جده » حركت وجود ندارد ؛ چون در « فعل » و « انفعال » تدريج است و « متى » هم زمان و هيأت حاصله از احاطه زمان به شىء است . زمان هم كه خود ، تدرج مىباشد ، آنگاه چگونه ممكن است كه خروج تدريجى در تدريج صورت گيرد ؟ ! در تعريف حركت گفته شد : خروج از قوه به فعل ، در اين مقوله‌ها نفس مقوله معناى خروج خواهد بود ؛ پس خروج در خروج معنا نخواهد داشت ؛ چون فعل و انفعال تأثير و تأثر تدريجى است و متى هم - كه هيأت حاصله از احاطه زمان به شىء است - تدريجى است و چنين چيزى كه ذاتاً تدريج است و در ذات خود يسيراً يسيراً و خروج لا دفعى است ديگر تدريج ديگرى معنا ندارد ، ما نمىتوانيم در خروج يسيراً يسيراً ، خروج ديگرى بياوريم .